تبليغاتX
شهر خرد
شرح ، تقریر و نقد آرای روشنفکران دینی

1_ مهمترین ویژگی انسان مدرن، "منابع معرفتی" اوست. انسان سنتی تنها به دو منبع معرفتی باور دارد: حس و عقل. منابع دیگری که گاه ذکر شده است، در نهایت به همین دو منبع باز می گردد. اما انسان سنتی به غیر از این دو، به منابع معرفتی دیگری نیز قائل است.

2_ منابع معرفتی انسان سنتی عبارت اند از: 1_ داده های وحیانی، 2_ کشف و شهود عرفانی، 3_ تعقل ( که در اینجا به معنای نوعی شهود است، نه به معنای به کارگیری نیروی استدلال 1).

3_ در دو صورت، آدمی به نفع اعتقادات خود استدلالی ندارد، اما این به معنای نادرستی آن اعتقادات نیست:

اول اینکه پذیرش یکی از مقدمات استدلال یا هردو نیازمند حس یا قوه ای باشد که طرف مقابل فرد استدلال کننده فاقد آن است. مثلاً هنگامی که مقدمه استدلال، امری باشد مربوط به حس بویایی، اما طرف مقابل، فاقد این حس باشد.

دوم اینکه طرف مقابل استدلال، از فهم استدلال عاجز باشد.

انسان سنتی درباره قدرت کشف و شهود عارفان معتقد است حقایقی که آنها درک می کنند، مستلزم کسب مقدمات و گذراندن ریاضتهایی است که یک فرد عادی تا زمانی این مراحل را نگذراند، از فهم آنها عاجز است؛ اما این به معنای نادرست بودن آن حقایق نیست.

در مقابل، انسان مدرن، اگر نگوییم آن حقایق را رد می کند، نسبت به آنها بی اعتناست و تنها منابعی را به عنوان منابع معرفتی می پذیرد که در شخص خود او به فعلیت رسیده باشند؛ یعنی حس و عقل.

4_ عوامل چهارگانه بی اعتنایی انسان مدرن نسبت به منابع شناخت انسان سنتی عبارت اند از:

1)     تغییر تعریف علم؛

قدما علم را تعبیر می کردند به ظهور چیزی برای کسی، یا انکشاف چیزی برای کسی، یا حضور چیزی در نزد کسی. اما از زمان "لاک" به بعد، تعریف علم تبدیل شد به "باور صادق موجه".

با این تعریف جدید، گزاره هایی که نشود به سودشان استدلال کرد از جرگه علوم خارج اند؛ از جمله سخنان پیامبران.

2)     آشنایی انسان مدرن با سنتهای دیگر و مشاهده ناسازگاریهای میان سنتهای گوناگون؛

3)     ناسازگاری بخشهایی از معارف سنتی با معارف جدید؛

4)     پیدایش نقد ادبی و هرمنوتیک؛

این دانش اصالت و مستند بودن بسیاری از متون مقدس را زیر سؤال برد و آدمی را در مورد سایر متون مقدس نیز به تردید افکند.

      


+ نوشته شده در  سه شنبه 12 دی1385ساعت 21:9  توسط مسعود رهبری  |