1_ انسان سنتی یا پست مدرن، یک مشکل جدی دارد و آن این است که انسان مدرن یکی از مؤلفه های جهان بینی اش استدلال است و بدون استدلال حرفی حرفی را نمی پذیرد. در این صورت، یک انسان سنتی یا پست مدرن برای اقناع انسان مدرن، باید برای او استدلال کند. اما در نهایت هر مسیر استدلالی، دست کم دو گزاره وجود دارد که هر دو طرف استدلال باید آنها را بدون دلیل بپذیرند. اگر انسان سنتی یا پست مدرن بتواند انسان مدرن را به این نقطه برساند، آنگاه می تواند به جدال و منازعه اش با او ادامه دهد؛ وگرنه باید بگوید: لکم دینکم و لی دینی؛ من سنتی ام یا پست مدرن ام تو مدرن باش!
2_ مؤلفه های جهان بینی انسان سنتی:
1) ورای عالم طبیعت یا فوق عالم طبیعت، عالم یا عوالمی وجود دارد.
2) انسان ارزشمندترین موجود عالم طبیعت است.
3) انسان نسبت به موجودات عالم بالا یا غیب، کم قدرتر و کم ارزش تر است.
4) انسان مورد التفات خاص ساکنان عالم بالا (خدا یا خدایان) قرار دارد.
5) کل عالم طبیعت برای انسان آفریده شده است.
6) درست است که همه چیز خادم انسان است؛ اما انسان نیز خادم عالم ماورا است و فقط باید بر اساس امر و نهی های صادر شده از آن عالم زندگی کند.
7) نتایج پایبندی به امر و نهی خدا یا خدایان، در جهان دیگری به انسان ارائه می شود و در این دنیا نباید پاداش یا بسامان شدن زندگی به سبب پای بندی به اوامر و نواهی ماورایی را انتظار داشت.
8) هرچند بر تمام زندگی انسان قضا و قدر حاکم است، در چارچوب این قضا و قدر، انسان از آزادی و اختیار نیز برخوردار است.
3_ اگر ایدئولوژی به معنای جهان بینی ای باشد که مؤلفه هایش اثبات نشده اند، هم جهان بینی سنتی و هم جهان بینی مدرن، جهان بینی هایی ایدئولوژیک اند.
4_ به نظر می رسد جهان بینی سنتی، آرامش، شادی و امید بیشتر نسبت به جهان بینی مدرن به انسان می بخشد.
5_ روشنفکری دینی امری پارادکسیکال است. روشنفکر اگر روشنفکر است باید کاملاً ملتزم به جمیع لوازم مدرنیته باشد و بنابراین نمی تواند دیندار باشد. بنابراین به جای روشنفکر دینی باید بگوییم روشنفکر معنوی یا نواندیش دینی.
دینداری معنای محصلی در اندیشه مدرنیته ندارد، ولی می شود در چارچوب مدرنیته به معنویت قائل بود.
6) به نظر من، پست مدرنیزم اگر به معنای پی بردن به یک سلسله نقایص مدرنیزم باشد، کاملاً قابل قبول است؛ اما اگر مدعی باشد که چیزی ورای مدرنیزم است معنا ندارد. به عبارت دیگر، اگر پست مدرنیزم این باشد که عقلانیت مدرنیزم جامع نیست، یا عمیق نیست، می شود پذیرفت؛ اما اگر بگوید باید از این عقلانیت گذشت، پذیرفتنی نیست. انسان تا انسان است نمی تواند از عقلانیت بگذرد.







