تبليغاتX
شهر خرد
شرح ، تقریر و نقد آرای روشنفکران دینی

۱ـ انسان مدرن بعد از توفيق‌هايي كه با بهره‌گيري از علوم تجربي به دست آورد، با گذري روان‌شناختي۱، علوم تجربي را الگوي خودش كرد؛ يعني در پي اين اندشه شد كه هم به لحاظ محدوديتهاي علوم تجربي، هم به لحاظ روشهاي متداول و متعارف در اين علوم، و هم به لحاظ روشهاي آزمون ادعاهاي علوم تجربي، علوم ديگر نيز مانند علوم تجربي شود. اين گرايش انسان مدرن را "ساينتيزم" يا "علم‌زدگي" مي‌گويند.

۲ـ اثر اول علم‌زدگي، "انديشه پيشرفت" است. از ورود لغت "پيشرفت" به زبان فارسي، بيش از ۷۰ سال نمي‌گذرد. در غرب نيز تا قبل از 300 سال پيش، هيچ انساني قايل به پيشرفت نبوده است. لغت "پراگس"(به معناي پيشرفت) در اواسط قرن 18 وارد زبان انگليسي شد.

3_ كساني كه قايل به پيشرفت (پراگسيست) هستند، تا كنون شش وجه را در توصيف پيشرفت بشر در قرون جديد برشمرده‌اند: 1_ پيشرفت علوم تجربي؛ 2_ پيشرفت در فن‌آوري و صنعت(اين پيشرفت هنگامي پديد مي‌آيد كه آدمي گذشته از دارا بودن دانش، انديشه تغيير نيز داشته باشد)؛ 3_ پيشرفت  در رفاهيات ( خوردن، آشاميدن، خواب، استراحت، پوشاك، مسكن، غريزه جنسي و تفرج)؛ 4_ پيشرفت در آرمانهاي اجتماعي(امنيت، عدالت، آزادي و برابري)؛ 5_ پيشرفت در آرمانهاي اخلاقي ( امانت‌داري، راست‌گويي و ...)؛ 6_ پيشرفت در ظرفيتهاي رواني انسان(يادگيري، احساسات، عواطف و ...)

4_ انديشه پيشرفت هم گذري روان‌شناختي است و هم انديشه‌اي است هرمي؛ يعني از وجه اول، هرچه به طرف وجه مي‌آييم، تعداد معتقدان به پيشرفت بشر كم‌تر مي‌شود.

5_ دومين اثر علم‌زدگي، قايل شدن به نوعي برابري‌گرايي بود. اين انديشه از آنجا نشأت گرفت كه در علم تجربي هيچ آتوريته‌اي وجود ندارد و انسان مدرن با الگو قرار دادن آن، به دنبال اين شد كه آتوريته را در  عرصه‌هاي ديگر نيز نفي كند.

 

1_ گذر روان‌شناختي  كه در برابر گذر منطقي به كار مي‌رود، بدين معناست كه فردي يك گزاره را نه صرفاً بر اساس دلايل منطقي، بلكه بر اثر گرايشها و شهودات عاطفي و رواني بپذيرد. مانند اينكه ما در مورد دوستمان كه در 25 سال گذشته حتي يك دروغ به ما نگفته، حكم قطعي كنيم كه فردا نيز به ما دروغ نخواهد گفت.

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 9:42  توسط مسعود رهبری  |